بچه كه بودم
دلم براي آن كلاغ پير مي سوخت
كه آخر هيچ قصه يي به خانه نمي رسيد!
مسئولين گرانقدر،عزيزان،بزرگواران؛اميدوارم عنايتي بفرماييد و اين چند خط انتقاد را از نظر بگذرانيد!!
همگان مستحضرند كه آموزش يك نوع خدمات است نه كالا!
كجاي دنيا خدمات را هنوز نداده پولش را ميگيرند؟؟!!
فرض مثال مشكل از اينجا نباشد ...
به چه حقي براي خود استنباط مي كنيد كه با گرفتن شهريه دانشجويان يك ماه و 5 روز قبل از شروع خدمات آموزشي دانشجويان از اين اقدام رضايت دارند ؟؟!!
چرا شما اصرار به گرفتن اين حجم زياد پول يك ماه قبل دادن خدمات آموزشي داريد؟؟ شايد هم واقعا دلايل منطقي يي داشته باشيد . ما مشتاقانه از ادله هاي شما استقبال مي كنيم.
ولي با شرايط فعلي كه شما از كرسي حاكم و ما از كرسي گوش به فرمان با هم مواجه ايم چاره اي نمي ماند جز گره گشادن از گره دل!!
مسلما اگر يك نفر از ميان مشتريان شما (دانشجويان) رضايت نداشته باشد اين اقدام شما كه به اجبار و با تهديد ممانعت از توانايي انتخاب واحد است يك دزدي به شمار مي آيد ...
بنده رضايت ندارم.فرضا اگر از ميان 13000 دانشجوي دانشگاه مازندران 7000 دانشجو شبانه باشند شما يك ماه قبل از آغاز سال تحصيلي مبلغي حدودا معادل يك ميليارد تومان دريافت مي كنيد . كه بنا بر عرف با انباشت اين سرمايه در يك ماه حدودا بيست و پنج ميليون تومان سود عايدتان مي شود. بدون رضايت اين سود فقط يك دزديست. چرا وقتي شما هيچ زحمتي براي اين سود نمي كشيد بايد آن را نصيب خود كنيد .با چه رضايتي اين سود را براي خود حلال مي دانيد. پرسش:آيا دولت هم پول حرام به خانه مي برد؟؟؟ گلد كوئست دزدي هست ولي كار شما نه؟؟؟؟!!!!!!!!! يا حق...
بچه كه بودم
از جريمه هاي نانوشته كه بگذريم
سلماني و ساعت و سيب
سكه و سلام و سكوت
و سبزي صداي بهار
هفت سين سفره من بود...